تبليغاتX
ساحل غم

ساحل غم

دست نوشته های این حقیر
محرم....

 

arbain.jpg

 

السلام عليك يا اباعبدالله

الاعضاء، يا محمداه و بناتك سبايا، و ذريّتك مقتّلة، تسفى عليها الصبا.»

زينب، با اين سخنان دوست و دشمن را به گريستن واداشت.

«اى جدّم، اى رسول خدا، درود فرشتگان آسمان بر تو باد، اين پيكر قطعه قطعه و غلطيده در
خون حسين توست. يا رسول الله، دخترانت اسير و جگر گوشه‏گانت كشته و نسيم مشرق بر
جسم چاك چاك آنان در بيابان مى‏وزد.»

پس با زبان پر گله آن بضعة الرسول     رو در مدينه كرد يا ايها الرسول

اين كشته فتاده به هامون حسين تُست

                    وين صيد دست و پازده در خون حسين تُست

اين نخل‏تر كز آتش جان سوز تشنگى

                         دود از زمين رسانده به گردون حسين تُست

اين ماهى فتاده به درياى خون كه هست

                           زخم از ستاره بر تنش افزون حسين تُست

با اين سخنان سراسر آه و سوز زينب سلام الله عليها كه در آغاز سفر اسارت به كوفه و
شام بيان شد، فصلى جديد از حادثه خونبار كربلا رقم خورد. اكنون عاشورا پايان يافته بود و
وظيفه پيام‏آوران عاشورا، اسيران دشت كربلا، به ويژه زينب(س) صيانت از آن بود. پيام
شهيدان طفّ براى ابديّت تاريخ بشرى بايد حفظ مى‏شد. عاشورا حادثه‏اى ساده و گذرا نبود،
عاشورا براى جاودانگى وحى و اسلام و حفاظت از پيام آسمانى پيامبر خاتم(ص) پديد آمده
بود. «حسين منّى و انا من حسين» و براى تحقق دقيق و كامل اين رسالت عظيم چاره‏اى جز
تبديل عاشورا به يك فرهنگ و مكتب نبود، فرهنگى كه تا اعماق زندگى فردى و اجتماعى
انسانها تا ابد نفوذ كند و مكتبى كه درس‏هاى دين خاتم را براى سعادتى جاودانه، به گوش
تمامى انسانهاى عاشق حقّ و شيفته انسانيّت و عدالت و توحيد و آزادگى برساند و بياموزند
كه : «كل يوم عاشورا و كل ارض كربلا.»

عاشورا از نظر من يك فاجعه نيست يك درسه ،درس  ايثار،شجاعت،

مردانگي،عفت،....!

اميدوارم امسال بيشتر دركش كنيم.

این مطلب رو هم دوست خوب من که اگه بگم دوست جفا کردم به دلم همه کسم بنفشه ی عزیزم نوشته و ارسال کرده برام :

وقتي به رنگ سرخ مي رسي لحظه اي درنگ كن مبادا قلمت در ترسيم كربلا بلغزد... سرخ رنگ عاشوراست و محرم بوي عطر حسين (ع) دارد وقتي به واژه محرم مي رسي به حسين و عطر بوستان او و گلهاي پرپرش بينديش آنگاه مشام جانت را آكنده از اين عطر بنما و قلمت را بر گير و عشق را ترسيم كن عشق برنگ عاشوراست وجودت را با اين رنگ بياميز و دفترت را بگشا تا شعرت رنگ و بوي حسيني داشته باشد قصه عاشورا قصه اي شور انگيز است.

ماه محرم ،این ماه عزیز رو به همه ی مهربونای خودم تسلیت میگم

                                  

|+|
نوشته شده توسط شبنم در شنبه سی ام دی 1385 و ساعت 5:36 PM
برای دوستانی که این شعر و از من خواستن

زمستان نیز رفت اما بهارانی نمی بینم
بر این تکرار در تکرار پایانی نمی بینم

به دنبال خودم چون گردبادی خسته می گردم
ولی از خویش جز گردی به دامانی نمی بینم

به غواصان بگو کافی ست هرچه بی سبب گشتند
در این دریای طوفان دیده مرجانی نمی بینم

چه بر ما رفته است؟ ای عمر! ای یاقوت بی قیمت!
که غیر از مرگ گردنبند ارزانی نمی بینم

Click to view full size image

زمین از دلبران خالی ست یا من چشم و دل سیرم؟!
که می گردم ولی زلف پریشانی نمی بینم

خدایا عشق درمانی به غیر از مرگ می خواهد
که من می میرم از این درد و درمانی نمی بینم...

                                                              (اقای فاضل نظری)

تقدیم به همه ی دوستان مخصوصا آقای جواد

 

|+|
نوشته شده توسط شبنم در پنجشنبه بیست و یکم دی 1385 و ساعت 1:50 PM
حج،عرفه، صدام ...!

الحج عرفه

معنای حج در روز عرفه در صحرای عرفه است.

صحرای عرفات دل رو به صحرای کربلا راهی میکنه و صدای العف و یا رب یا رب حسین عقل را مدهوش خود میکند.

نمی دونم چه حکمتیست خدایا چه با تدبیر ظلم را نابود میکنی نواده ی یزیدیان زمان را که حلبچه و ... را صحرای کربلا کرده بودند چه راحت تو در روز عرفه روز قبول حاجات نابود کردی و هدیه کردی به چشمان اشکبار مادران ،پدران،فرزندان،همسران هنوز منتظر داغدار.

عجب به حکمتت!

چه کردی با دل شیدا !

lotus flower
کاش که این فاصله را کم کنی
          محنت دنیا قافله را کم کنی!
 
کاشکی از قطره ی اشکت
                      کمی آبرو بگیرم
 
یعنی تو چشمه ی چشمات
                    با نگاهت وضو بگیرم!
 
عید سعید قربان رو امسال با امیدی بیشتر به ظهورتون آقای خوبم جشن میگیریم.
عید سعید قربان به همه ی مهربونای خوبم مبارک
تقدیم به ساحت آقای خوبم.
 
|+|
نوشته شده توسط شبنم در شنبه نهم دی 1385 و ساعت 11:54 PM