تبليغاتX
ساحل غم

ساحل غم

دست نوشته های این حقیر
بذار خیال کنم...

بذار خیال کنم هنوز ترانه هامو میشنوی

هنوز هوامو داری و هنوز صدامو میشنوی

بذار خیال کنم تو دلتنگیات

غروب که میشه به یاد من میوفتی

چگونه میشه پاییز رو دید و دلتنگ نشد، دلتنگ بهار ،طراوت بارونش نه پاییز دلم در راه باز، ای ابر ببار امروز بیقرار توام...

این دست سرد تقدیر مرا با نگاه زردت پیوند زده چگونه بگریزم چگونه؟!

دوست دارم حس کنم بهاره

مهمه که تو کی میای؟

زمستان هم باشه با نور تو و گرمیه وجودت بهار میشه

بذار خیال کنم که نزدیک منی

                        تویی که قصه ی طلوع عشق منی...

 

|+|
نوشته شده توسط شبنم در دوشنبه سی ام مهر 1386 و ساعت 3:21 PM